ذبيح الله صفا
1148
تاريخ ادبيات در ايران ( فارسى )
در مشهد ولادت يافت « 1 » و همانجا ادب آموخت . در آغاز كار روزگارش به « بقالى مىگذشت و از آن كار ثروت و جمعيت بهم رسانده » « 2 » و حتى بنوشتهء تقى الدين اوحدى « كدخداى بقالان » مشهد شده بود ، و در همان حال با اهل ادب و مرتبت معاشرت داشت ، تا چنان كه فخر الزمانى در ميخانه گفته است بمرتبهء « خزينهدارى » آستانهء رضوى ارتقاء جست و چنان كه از بيتهاى زيرين برمىآيد « 3 » در برابر اين شغل وظيفهيى داشت ولى ناگزير بود خزانهء تهى را پاسدارى كند و از شرم اهل طلب خود را پنهان سازد و در همان حال گرفتار بدفرجاميهاى مال وقف باشد . : از آن وظيفه چه خيزد كه پاره بايد كرد * هزار كفش براى برات صد دينار خزانهدار كه رنگ زرش بجاى زرست * به كار خود شده حيران چو صورت ديوار خزانهدارى من اسم بىمسمائى است * و گرنه چون خجلم از رخ صغار و كبار ز من وظيفهء نقدى اگر كنند طلب * جواب نيست جز اينم بزمرهء اخيار وظيفه ديدن مهر در خزينه بس است * چه حاجتست بتصديع درهم و دينار ز شرم اهل طلب تا كى از ميان خود را * چو فرد باطل دفتر كسى كشد بكنار بمال وقف چو بىبركتى فروشدهام * چنان كه وقف بود بر سرم چو گل دستار ز رقعههاى عزيزان روم مرقعپوش * چو نخل پيش عمارى بكوچه و بازار اگر خزانه تهى شد ز نقد باكى نيست * پرست مخزن طبعم ز گوهر شهوار درين ميان ، پيش از خزانهدار شدن يا پس از آن ، سفرى به مكه كرد و « حاجى » شد و همچنان در مشهد بسر مىبرد تا سرانجام پس از پنجاه سالگى باضطرار سفر هند اختيار كرد و بسال 1041 يا چنان كه محمد صالح كنبولاهورى در
--> ( 1 ) - او در سال 1041 يا 1042 خود را بدرگاه شاهجهان رسانيد و در اين اوان پيرامون 52 سال داشت . پس بايد قاعدة ولادتش در حدود 989 - 990 ه بوده باشد . ( 2 ) - ميخانه ص 821 . ( 3 ) - اين بيتها را آقاى احمد گلچين معانى از ديوان قدسى استخراج كرده است . ميخانه ، حاشيهء ص 822 .